عبدالله مستوفى
492
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
كه عمليات تجاوزكارانهء او را انتقاد ميكردند منتشر نموده آنها را بحبس و زجر تهديد كند . جلوگيرى از فحشاء فرداى اينروز ، 18 حوت خبر ديگرى از عمليات سردار سپه در شهر منتشر شد ، كه كاملا تلافى اخطاريهء ديروز را ، كه عامه از آن ناراضى بودند ، درآورد ، و آن خبر تعقيب عزيز كاشى و اميرزاده خانم بود . اين دو زن از خانمهاى دوكارهء « 1 » اعيانى شهر بودند كه خوشآوازى و مجلسآرائى آنها ، بيشتر از جنبههاى ديگر ، توجه جوانهاى پولدار شهر را جلب مىكرد . اين خانمها بخصوص عزيز كاشى ، داراى خانه و زندگى بودند كه ميتوانستند از همهكس در خانهء خود پذيرائى كنند و اجمالا دو نفر هنرپيشه بودند و معروفيت آنها بيشتر از اين راه بود . سفارت انگليس دو نفر عضو قديمى زرنگ زيرك داشت ، كه از مدتى پيش در ايران بوده و سوراخسنبهء هركار را بلد شده و در حقيقت تمام كارهاى سفارت بمشورت و بدست آنها ميگذشت ، و اين دو ، يكى ، اسمارت و ديگرى ، هاوارد بودند . در اين اواخر ، اين دو نفر ثالثى هم پيدا كرده و آن بريجمن بود كه تازهكار ، و البته مدتى لازم بود كه مثل اسمارت و هاوارد ، پخته و كارآمد شود ، ولى باز هم در سفارت مرد مشار اليهى بود . اين آقايان ، براى ايفاى وظايف سياستمدارى خود ناگزير با تمام طبقات برجستهء تهران سروكار داشته ، و رفتوآمد ميكردند . روابط بين اشخاص متنفذ تهران و دوستى و صميميت آنها را با يكديگر و اندازهء ارادت يا بىاخلاصى آنها را بانگليسها زيرچاق داشتند و براى مخلصين خود از هيچگونه توصيه و سفارش و همراهى كوتاه نيامده ، براى خود و دولت خود ، « در خيارستان ملت ايران دوست ميگرفتند « 2 » » پارهاى از متنفذين كشور ما هم ، بخصوص در اين اواخر كه مراكز قدرت وطنى متزلزل شده و اقتدار هردو روزى در دست يكى بود ، نظر بثباتى كه در اين مركز قدرت مىديدند ، از هيچگونه اظهار خصوصيت و حتى تملق و كوچكى نسبت به اين آقايان ، كه خود را مركز منع و اعطاى جاه و مال كرده بودند ، مضايقه نداشته و حتى ، براى پيشدستى ، و زير گذاشتن رقيبهاى خود حاضر بودند همهگونه فداكارى و از خودگذشتگى بروز داده ، سهل است ، به كارهاى مخالف حيثيت شخصى و ملى هم اقدام نمايند . حاجت بذكر نيست ، كه وزير مختارهاى انگليسى هم ، كه بدربار ايران مىآمدند هرقدر هم كه در سياست كهنهكار بودند ، نظر بسابقهء اين آقايان در كارهاى ايران و شناسائى
--> ( 1 ) - « دوكاره » صفتى است كه اشخاصى را كه وجود آنها از دو راه قابل استفاده باشد بدان متصف ميكنند . زنهاى بين سى و چهل و در نزد پارهاى بين بيست و پنج ، سى و پنج را چون كمكم خانهدارى هم از آنها برمىآيد دوكاره ميخوانند . همچنين نوكرهائى را كه بتوانند نديم هم بشوند دوكاره ميگويند . اكثر زنهاى هنرپيشه در كل دنيا دوكارهاند . ( 2 ) - « دوست سر خيارستان غير گرفتن » كنايه از تعارف در مال غير و به حساب غير براى خود عنوان پيدا كردن است .